حسم خوب نیست...| ویکی پدیا فارسی
Xبستن تبلیغات
Xبستن تبلیغات

حسم خوب نیست...

نمیدونم چرا احساس کسالت و یکنواختی تو زندگی ام می کنم! شاید بابت فشار زیاد نوشتن پایان نامه است.

شاید تأثیرات منفی و مخرب رفتارهای اون مردک روانی طبقه پایینیه که هنوز تو وجودمه.

شاید بابت بیخود بودن رابطه ایه که دارم، رابطه ای که نه حس خوبی بهم میده نه میتونم رهاش کنم. من تمام سعی ام رو کردم برای اینکه نشون بدم وجودم ارزش داره، تمام راه ها رو رفتم، نهایت تلاشم رو کردم. اینکه همه ی اینا براش هیچ ارزشی نداره دیگه تقصیر من نیست. مثل خیلیا نمیگم شانس ندارم. نه، من به شانس توی زندگی هیچ اعتقادی ندارم. فقط این آشناشدن از اولش هم اشتباه بود. 

خدا رو چه دیدی حسنا... شاید بالاخره تو زندگیت یکی پیدا شد که واقعاً قدرت رو بدونه و تو رو همونجور که هستی دوست داشته باشه و براش بهترین باشی و بهترین ها رو در کنارت زندگی کنه.