میکنی| ویکی پدیا فارسی
Xبستن تبلیغات
Xبستن تبلیغات

خدا  

خدا، چیست؟کیست؟کجاست؟
خدا در دستیست که به یاری میگیری، درقلبیست که شاد ميکني، درلبخندیست که به لب مینشانی، خدا درعطر خوش نانیست که به دیگری میدهی، درجشن و سروریست که برای دیگران بپا ميکني، آنجاست که عهدمیبندی و عمل ميکني، خدا؛ درتو باتو، و برای توست

ادامه مطلب  

کپی کن حتمن  

ًحتما بخونید من که مو به تنم سیخ شد:حاج مهدی سلحشور چند شب قبل تو حرم حضرت معصومه میگفت:...دیدی تا یه جوک باحال میبینی درجا کپی ميکني وبعدش پخش ميکني !!!حالاببینم سوره ای ازقرآن که معادل یک سوم قرآن هست راچکارش ميکني.. فکرش رابکن..روزقیامت باخودت میگی کاش بیشتر میفرستادم..!سُبحانَ الله یا فارِجَ الهَمّ وَ یا کاشِفَ الغَمّ فَرِّج هَـمّی وَ یَسّر اَمری وَ ارحِم ضَعفی وَ قِلَـّةَ حیلَتی وَ ارزُقنی حَیثَ لا اَحتَسِب یا رَبَّ العالَمین حضرت محمد(ص)

ادامه مطلب  

 

امشب به قصه ی دل من گوش می کنی
فردا مرا چو قصه فراموش ميکني
 
این در همیشه در صدف روزگار نیست 
می گویمت ولی تو کجا گوش ميکني
 
دستم نمیرسد که در آغوش گیرمت
ای ماه با که دست در آغوش ميکني
 
در ساغر تو چیست که با جرعه ی نخست
هشیار و مست را همه مدهوش ميکني
 
می جوش میزند ز دل خم بیا ببین
یادی اگر ز خون سیاووش ميکني
 
گر گوش ميکني سخنی خوش گویمت
بهتر از آن گوهر که تو در گوش ميکني
 
جام جهان ز خون دل عاشقان پر است
حرمت نگاه دار اگرش نوش ميکني
 
سایه چو شمع

ادامه مطلب  

ای زخم قدیمی ای عشق..  

ای دل...برای آنکه نگیری چه ميکني 
با روزگار دوری و دیری چه ميکني 
 
بی اختیار بغض که می گیردت بگو 
در خود شکست را نپذیری چه ميکني 
 
بااین اتاق تنگ و شب سرد و گور تنگ 
تو جای من...جز اینکه بمیری چه ميکني 
 
ای عشق...ای قدیم ترین زخم روز گار 
در گوشه ی دلم سر پیری چه ميکني 
 
دست تو را دوباره بگیرم چه می شود 
دست مرا دوباره بگیری چه ميکني  
 

ادامه مطلب  

درددل با قلم  

با دلم امشب قلم بدجور بازی ميکني بین خود باشد عجب بنده نوازی ميکني
دفتری از خاطراتم هی ورقها می زنیکاگردانی شدی و صحنه سازی ميکني
رو به رویم می نشینی در کنار دفترمسازدلتنگی چه کوک ورقص نازی ميکني
غیر تو مونس نمانده ؛ ای قلم با کاغذی پس از این رو نازنینم یکه تازی ميکني
گاه می خندانیم گاهی ولی گریان کنی میشوی حاکم گهی و حکم قاضی ميکني
در خیالم می رسانی گاه بر پایان خط گاه از اول شروع و چهره سازی ميکني
نیمه ی شب در سکوت و خلوتِ تنهائیم گهگداری دل

ادامه مطلب  

عجیب  

در حال درس خوندن ...
حس ميکني چیزی پشتته
برمیگردی 
خودتو میبینی ... با صورت خونی ... یه لبخند کریه هم رو لبته ...
میخوای دست بکشی رو صورتش ! نه این درست نیست ... برمیگردی سمت کتابت... مامانت صدات میکنه !
نگاش ميکني... میگه : چرا همش داری جلوتو نگاه ميکني؟ 
چیزی نمیگی
فقط فکر ميکني !
چرا؟
چی بود؟
 

ادامه مطلب  

 

به نظرم اصلن مهم نیست کجا به دنیا اومدی ... مهم نیست اهل کجایی
مهمتر از اینها اینه که خودت چه ميکني ... خودت کجا رو انتخاب ميکني
خودت چه فرهنگ و منشی رو انتخاب ميکني ... خودت چه رفتاری رو انتخاب ميکني
گیریم اصفهانی ... گیریم ترکی ... گیریم شمالی ... گیریم عراقی ... گیریم ایرانی ... گیریم اروپایی ........... در نهایت خودت چیرو انتخاب ميکني ... میخوای توی همون فرهنک بمونی ؟!

ادامه مطلب  

قلم در دست من  

ای قلم امشب چه با من عشقبازی ميکني ... واژهای خوش مینویسی دلنوازی ميکني... رشته تحریر را امشب بدستت داده ام... لیک با احساس من امشب تو بازی ميکني... طبع من گل کرده و اما دلم بی تاب بود...با دلم امشب عجب مهماننوازی ميکني... من برویت صفحه شطرنج خود گسترده ام ... روی شطرنج دلم با شاه بازی ميکني... وای مستم کردی و مدهوش و سر خوش کشته ام... ای قلم امشب تو  کار کشف رازی کرده ای    ارادتمند مهتاب امیری

ادامه مطلب  

پسر جون  

پسر جون...افتخار ميکني هرزه ای؟افتخار ميکني هر روز با احساس یه دختر بازی ميکنيو میری پزشو به دوستات میدیکه با اینم اره !که همه اویزونتن؟افتخار ميکني از ۱۰تا کلمت ۱۰۰۰تاش فحشهو احترام گذاشتن به هیچ کس رو بلد نیستی؟افتخار ميکني که هر شب مستی و نوعی از پارتی نبوده که حضور نداشته باشی؟افتخار ميکني که بگی اهل تعهد نیستی و دختر واسه بازی دادنه؟هـــــــــــه این کارارو ميکني که فردا که ازدواج کردی مثلا دلت نخوادفکر کن دلی که مریض شد دلش نخواد ….

ادامه مطلب  

متن آهنگ تو داری به چی فکر میکنی از امیرتتلو  

دانلود آهنگموزیک تو داری به چی فکر ميکنيداری به چی فکر ميکني♫♫♫دارم به این فکر میکنم ، برای چه ساعت هفت نمیشهکه تو رو ببینمت ، دلم که از الان رفته پیشتالآن نیز دارم فکر میکنم ، واسه شب چی بپوشممن به تو فکر میکنم ، حتی وقتی زیرِ دوشمتو داری به چی فکر ميکني ، جواب منو میدی یا نهبگو تو نیز هر جا رفتی تصویر ِ منو دیدی یا نهتو داری به چی فکر ميکني ، جوابِ منو میدی یا نهبگو تو هم هر جا رفتی عکس ِ منو دیدی یا نهمن دارم به این فکر میکنم ، زندگی بی

ادامه مطلب  

1-وقتی فقط نگاه میکنی  

وقتی بعضی ها رو فراموش ميکني... میخوای که فراموش کنی..
اما هر از گاهی میبینی... توی جمعی که احتمال میدی حضور داشته باشه...چشمت دنبالش میگرده که ببینی... 
میبینی
و
تا جایی که دیگر قادر به دیدنش نیستی... باچشمات دنبالش ميکني..
اما
به روی خودت نمیاری که دیدی... به روی خودت نمیاری که چشمات دنبالش میگشت... به روی خودت نمیاری که الان ...در همین لحظه داری بهش فکر ميکني..به روی خودت نمیاری که چه تپل شده... به روی خودت نمیاری که چرا دیر اومد و زود رفت... به روی خودت

ادامه مطلب  

وقتی فقط نگاه میکنی  

وقتی بعضی ها رو فراموش ميکني... میخوای که فراموش کنی..
اما هر از گاهی میبینی... توی جمعی که احتمال میدی حضور داشته باشه...چشمت دنبالش میگرده که ببینی... 
میبینی
و
تا جایی که دیگر قادر به دیدنش نیستی... باچشمات دنبالش ميکني..
اما
به روی خودت نمیاری که دیدی... به روی خودت نمیاری که چشمات دنبالش میگشت... به روی خودت نمیاری که الان ...در همین لحظه داری بهش فکر ميکني..به روی خودت نمیاری که چه تپل شده... به روی خودت نمیاری که چرا دیر اومد و زود رفت... به روی خودت

ادامه مطلب  

ابی جون  

ابی جون هی ما رو دعوا ميکني
چرا اینقد با ما  بد  تا ميکني
همه جا فتنه میاندازی و بعد
میری یه گوشه تماشا ميکني
فتنه و مسخره بازی و دروغ
با خودت ميکني! با ما ميکني؟
وقتی اون موهاتو میریزی بهم
تو دلا آتشی بر پا ميکني
نمیدونی که چه حالی ميکنيم
وقتی از هم موهاتو وا ميکني
من که بی صبرم و آشفته و تو
الکی امروز و فردا ميکني
میخوامت خیلی میخوامت بخدا
چرا عشقم رو تو حاشا ميکني
*****
با تو که خستگی معنا نداره
اگه هم داشت دیگه حالا نداره
چرا آدم ها نگامون میکن

ادامه مطلب  

کربلایی مجید خوانساری (شعر جدید)  

هر چی شد از چشمام شد
ضریحت قاب چشمام شد
آخه عادت نداره چیزی غیرتو باشه
مگه عشقی ب غیر توام میتونه باشه
ب من بگو براتمو امضا ميکني؟
منو از صف نوکرات جدا ميکني؟
قسمتمو کرب و بلا ميکني؟
بیام دورت بگردم وهمه بگن دیوونس
بیام چرخ بزنم تو حرمت همه بگن بی خونس
جای امن من فقط کفن العباسه
دیدن پسر بی بی ،گل یاسه
 
 

ادامه مطلب  

936.کلمه میخورم این روزها  

یه مقاطعی ام هس ک حرف داری،تصمیم میگیری به زدنش،تو ذهنت کلماتو میچینی،حرفو واسه خودت تکرار ميکني،اونوخ موقه زدن حس ميکني ... و میخوریش.
من و وبلاگم الان در اون مقطعیم.
+ موقه نوشتن حسم بعد از "اونوخ موقه زدن حس ميکني" دقیقا همون حس بهم دس داد و جمله رو خوردم.
+ ساده ترش اینکه وختی انگار هیچ حرفی لزومِ زدن نداره...

ادامه مطلب  

113  

به نام خدا
سلام
-------------------------------------------------------------------
وقتی قرار به تصمیم های مهمه یکهو به تکاپو میفتی...
سعی ميکني منطقی ترین حالت ممکنت رو داشته باشی...
نه تنها زندگی خودتو زیر و رو ميکني هی چشم چشم ميکني تجربیات دیگران رو هم بفهمی
دنیا بی سختی نیست... بی مشکل نیست...
هیچ کدوم از ادما بی درد نیستن...
حتی اونایی که اسمشون مرفه بی درده...
و هیچ ادمی هم نمیتونه نکته ی مثبت تو زندگیش نداشته باشه...
-------------------------------------------------
اقا جون...
دلم شما رو میخواد...

ادامه مطلب  

خیلی ممنون واقعا!سرفرازمیکنی...  

وقتی ک ادعات میشه ک خودم همیشه پیشتم...
ارومت میکنم...حق نداری تنها باشی...مگه علیرضات مرده ک بی حوصله ای!
وقتی این حرفا رو میزنی
وقتی ک بهت میگم حالم خوب نیس 
اعصاب ندارم 
 فک ميکني ینی چی؟؟ ینی توقع دارم ک در کم کنی!
تو بدترین شرایط ،با عصبانیت تموم جواب دادم بهت...
بعد میزنی زیر تموم حرفات تموم قول و قرارات و برمیگردی میگی منم حوصله ندارم یا علی!
اونوخ توقع نداری ک بهت تکیه کنم؟؟ 
ها؟؟ با این وضعیت !من سعی میکنم تو ناراحتیام زیاد نیارمت ک شرمند

ادامه مطلب  

read one's mind  

read sb's mind وقتی به کار میرود که فکر و سخن یک نفر مثل شماست و شما میگویید تو هم مثل من فکر ميکني... مثال:"You read my mindتو هم مثل من فکر ميکني...  "I was going to suggest that. You must have read my mindمن میخواستم اونو بهت پیشنهاد بدم. مثل این که تو هم مثل من فکر ميکني 

ادامه مطلب  

 

فک کنم اگه دستات یخ بزنن و قط بشن هم باز فک ميکني اگه دستاتو بکنی تو جیبم ،من فک میکنم ازم داره خوشت میاد.
+عی.عجب دیالوگی گفت .
همیشه خوشم میومده ک طرف مقابلم شوخ طبع باشه ، همش ی ریز بخندم ب کاراش
لامصب همیشه اون دست مردایی ک تیپ اسپرتشون شیکه 
و تیپ رسمی شون پرفکت ب دل میشینن
حتی تو انتخاب کتونی ام خیلی ریز بین و سخت پسند
مثلن تو فرض کن ترکیب زرشکی و کِرِم و سفید و . اصن ببین چ ناز میشه
یا مثلن آبی نفتی پرنگ با سفید  یخچالی
خلاصه 
شیک پوشی هم یک م

ادامه مطلب  

 

گاهی وقت ها در بعضی روز های خاص شبیه همین تولدی که امشب سپری شد آدم هایی دورت جمع میشود که حس ميکني کنارشان میتوانی تا آسمان هفتم اوج بگیری حس ميکني آنقدر خوشبختی از این که آنها را داری کنارشان هستی همین که هر سال یک روز به خاطر تو جمع میشوند به دنیا آمدنت را جشن میگیرند تا سال بعد همین موقع انگیزه هات را شارژ میکنندبعضص موقع در تنهاییهایت احساس شسکست ميکني حس ميکني تنهایی تو ای و یک دنیا حریفت و از این حرف ها اما روز هایی شکل امشب همه آن حرف ه

ادامه مطلب  

آشفته نوشت  

تمام زندگی ام نظاره گر یوده ام...تمام زندگی ام ایستاده ام و درد ها را دیده ام و هیییییچ کاری از دستم برنیامده...غرق شدم توی مشکلاتی که هیچ دخلی به من نداشته اند و در عین حال داشته اند.شرایط پیچیده ای که هی میبینی همه ی عزیزترین هایت آنقدر مشکل دارند که تو هم داریرغرق میشوی.
یعنی در اصل یکی دیگر توی گرداب مشکلاتش دستو پا میزند اما این تویی که ایستاده ای و میبینی و حز شکستن کاری از دستت برنمیاید....
میشکنی...میشکنی....میشکنی.....همرا با گرداب پیچ و تاب م

ادامه مطلب  

 

 
 
گوشیرو برمیداری ... رمزشو میزنی ...میری تلگرامتو چک ميکني خبری نیستلاین ...خبری نیست ..بقیه برنامه هاتو چک ميکني ...خبری نیست میری قسمت پیامها ... اونجام جز پیامایای تبلیغاتی پیام دیگه ای نیست ...آره ... درسته ... کسی حواسش به تو نیستکسی نگرانت نیست ... دل تنگت نیست کسی دوس نداره بدونه الان تو این لحظه داری چیکار ميکني ... حال دلت چطوره

ادامه مطلب  

عجیبه  

یه نفر بیاد و از من بپرسه:
 
تو زندگیت مشکلی داری؟ یا تو زندگیت احساس خوشبختی ميکني؟
تو زندگیت به چی افتخار ميکني؟ یا چیزی هست که بخاطرش احساس حقارت ميکني؟
آرزوی اصلیت چیه؟ یا دغدغه خاصی برای الآن یا آینده ات داری؟
کارت چیه؟ بارت چیه؟ 
چه مهارتی تو زندگیت داری؟ یا با چه نقص و عیبی دست و پنجه نرم ميکني؟
به چی یا کی ایمان داری؟ از چی یا کی نفرت داری؟
به چیا علاقه داری؟ از چیا بدت میاد؟
به کی واقعا علاقه داری؟ 
...
 
باورت میشه برای هیییییچکدوم جوا

ادامه مطلب  

و  

چه حس گندیه که نشستی تو اتاقی که میگن در اینده مال توعه ونگاه ميکني به دم و دستگاه و یه دفه دلت میگیره و بلاگفا رو باز ميکني بنویسی و وبلاگ یکی دیگه مثل میم هم داری میخونی و شروع ميکني به نوشتن و بعد میای تب میم رو ببندی و دستت میخوره رو نوشته های خودت و نوشته های خودتو میبندی وو تب میم باز میومنه و یهو میای به میم فحش بدی و نمیشه و حالت خرابه و دلت گرفته و صدات جرات نداره و دستات میلرزه و دکمه ها جلو چشمات بی هدف بالا پایین میشن و چرت و پرت مینوی

ادامه مطلب  

سبز ِ سیاه  

چه حالی داری وقتی تمام کوچه های شهر خنده هاشو کنار تو دیدن 
و حالا تکیه دادی به دیوار یه خونه ی قدیمی و مسیر قطره های بارونو روی صورت حس ميکني
وقتی چشماتو میبندی و یه نفس عمیق میکشی تا دوباره به هق هق نیوفتی 
میخوای نفس بکشی و از حضورش خالی بشی
اما سنگینی آوار ِ نبودشو ، رو سینت حس ميکني ... 
چشمات وا ميکني 
نگاه رو صندلی فلزی کهنه ای قفل میشه که اولین عکس دو نفرتونو کنارش گرفتین 
 
پ ن : من بی تو 
پ ن : اونقدر واژه ها رو زیر و رو کردم که مزرعه ای سب

ادامه مطلب  

وقتی تو گریه میکنی ...  

این ترانه زیبا رو تقدیم می کنم به چشمهای پاک و عزیزی که روزی بوسیدمش به امید اینکه هیچگاه به غصه خیس نشه ...
چشمهایی که نهایت زیبایی دنیا رو در اون دیدم ...
چشمهایی که دریچه ی بازی بود به دنیای بی کران دل مهربونش ...
چشمهایی که توی حال مریضی و غصه و دلهره و اضطراب هم همیشه به من می خنده ...
 
وقتی تو گریه ميکني ، ثانیه شعله ور میشه  ...
 گر میگیره بال نسیم ، گلخونه خاکستر میشه
وقتی تو گریه ميکني ، ترانه های بدتر میشن ...
 شمعدونی ها میترسن و آیینه ها کمتر

ادامه مطلب  

 

 
اینکه بدونید شما برای کسی مهم هستید .
اینکه بدونید به شما فکر میکند .
اینکه بگه فلان کارو فقط به خاطر تو انجام دادم.
اینکه به طور نامحسوس زیر نظر داشته باشه تون.
اینکه بگه از اینکه دیدمت خوشحالم.
همه اینها احساسی رو توی آدم بوجود میاره که با هیچ حسی توی دنیا قابل قیاس نیست.
وقتی فکر ميکني یکی توی این دنیا هست که یه جوره دیگه ست با اعتماد به نفس
بیشتری قدم برمیداری, راه میری, میخوری, میخوابی و زندگی ميکني.
با خوت فکر ميکني من دیگه هیچی از این دنیا

ادامه مطلب  

من زنم …  

من زنم …
دست خودت نیست زن که باشی گاهی دوست داری تکیه بدی پناه ببری ضعیف باشی
دست خودت نیست زن که باشی گهگاه حریصانه بو ميکني دستهایت را … شاید عطر تلخ و گس مردانه اش لابه لای انگشتانت باقی مانده باشد
دست خودت نیست زن که باشی گاهی رهایش ميکني و پشت سرش آب میریزی و قناعت ميکني به رویای حضورش به این امید که او خوشبخت باشد
دست خودت نیست زن که باشی همه ی دیوانگی های عالم را بلدی
من زنم …

ادامه مطلب  

ینی شِت  

در من بآز چیزی فرو ریخت امروز :)) 
اینکه نمیتونم ادمارو درک کنم واقعا رو اعصابمه ! یک لحظه حس ميکني از کنارت بودن از حرف زدن باهات راضی ان ، خوش حالن 
یه لحظه بعدشم یهو فرو میریزی ... حس ميکني میخان که نادیده بگیرنت ، که خوش حال نیستن که به زور بهت لبخند میزنن

ادامه مطلب  

 

عشق منی
 
چشم تو خواب می رود ، یا که تو ناز ميکني                      نی بخدا که از دغل ، چشم فراز ميکني
 چشم ببسته ای ، که تا خواب  کنی حریف را                 چونکه بخفت ، بر زرش دست دراز ميکني
سلسله ای گشاده ای ، دام ابد نهاده ای                      بند که سخت ميکني ، بند کی باز ميکني
عاشق بیگناه را ، بهر ثواب می کشی                                بر سرگور کشتگان ، بانگ نماز ميکني
گه به مثال  ساقیان ، عقل  ز مغز می بری             

ادامه مطلب  

دوستای گلم اگه وقت دارین متن و حتما بخونید  

خودمونیم توجمع نشستیم با رفقا
میخوایم شروع کنیم بگیم از درداوغما
ولی رفقاشروع میکنن میگن از درداودلا
سکوت ميکني هیچی نمیگی به احترام رفقا
خودتوفراموش ميکني دم نمیزنی از غمااما
خوب گوش ميکني درک ميکني حرف دلا
بعدشم میگی میخندی واسه گرمی دلا
میشی مرهم وتشکین واسه دردا وزخما
اره رفیق من وقتی دردتودیدم فراموش کردم همه غمهام
اره اینه رسم رفاقت واقعی چاکرهمه رفقام هستم 
**خودم**

ادامه مطلب  

بی تو  

تا حالا مرغ سرکنده دیدی؟؟ 
هی بال بال میزنه ولی نه به جایی میرسه نه چیزی رو که میخواد به دست میاره...
حال منم وقتی تو بی دلیل یهو باهام دعوا ميکني مثل مرغ سرکنده میمونه...
من حاضرم دنیا و آدماشو به خاطر آرامش داشتن تو زیر و رو کنم عشقم...
ولی نمیدونم چرا تو گاهی بهم شک ميکني..

ادامه مطلب  

این پخش که میکنی عطرت  

این پخش که ميکني عطرت 
همین پخش که می کنی
آن نمی دانم نامش میان همه خیابان های شهر
پخش که می کنی عطرت
صد سال گذشت بر تن من
و از صد ساکت سرای بی سلیقه که سفر ميکني
پخش عطرت میان همه خیابان های شهر
باز هم بعد از صد سال
و دستان من بی سفر مانده سفت
در پوست گردویی بی سر و ته
که غم می بارد از رنگ آن
و چشم هایم را که باز ميکني
پخش عطرت را میان همه خیابان های شهر
بعد از همین که صد سال پوست گردو چشم باز می کند میان دستم
و تو می دوی می آیی حال می کنی
پخش عطرت میا

ادامه مطلب  

 

فدای تو بشم من،خو من ک دیگ تو رفتی شیطونییی نکردم من همه شیطنتام با تو بوده و بس...ممنونم عشق من بوووس مواظب خودت و امانتیای من باش،حرصم نخور،من ک تو رو میشناسم،خیلی فکر ميکني و یه چیو بزرگش ميکني،فدای تو بشم خدا نکنه خبر بد و اتفاق بد تو زندگیت باشه من آرزوم شادی و خوشبختی توئه 

ادامه مطلب  

یه وقتایی...  

یه وقتایی تصمیم میگیری عوض شی
نشون میدی که به آینده امیدواری
آهنگ شاد پلی ميکني
و شیطنت ميکني
یه مدت هم ادامه میدی و بعدش
به اندازه ی تمام مدتی که
خودتو نگه داشتی و تظاهر کردی گریه ميکني
 
 
 
یِه روزی هَمِه یِ زَخمهایِ زِندِگی خوب میشِه
اما
بَعضی حَرفا هیچوَقت فَراموش نِمیشِه
نَه کِه چون حرفِ تَلخه،
نَه چون کَسی بِت میگِه کِه اِنتِظارِشو نَداشتی...
 
 
َاگه بَعْدْ اَزْ مَرْگَمْ
دُنْبآلِ دَلیلِ مُرْدَنَمْ بودَن... ْ
بِهِشونْ بِگیـــــدْ ک

ادامه مطلب  

 

این دوست داشتنهای لعنتی که هیچوقت نمیتوانی بالا بیاآریشان و میماند توی حلقت،نمیگذارد زندگی کنی،هی مغزت را بالا و پایین ميکني،انگشتهایت را به هم چفت ميکني،لاک های رنگارنگ میزنی،با موهایت ور میروی،رژ نارنجی را با قهوه ای قاطی ميکني،فیلم میبینی... میدانی! بدیش این است که اصلا از زندگیت ناراضی نیستی،از هیچ قسمتش هم پشیمان نمیشوی...شاید ده سال هم که میگذشت همین بودی
ولی این دوست داشتن لعنتی نمیگذارد.
چشمهایت را ببند..،لبخند بزن،گاز بزن بستنیت

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1